تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


پرستوی مهاجر  

پرستوی مهاجر
 
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگـر شادی زیبا ی تـو را به غـم غربت چشمان خودم می بندم من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقیم محزونم و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم. من صبورم اما . . . بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم. بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را، ازشب متروک دلم دور کند. . . می ترسم. من صبورم اما. . . آه . . . این بغض گران صبر نمی داند چیست! به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم.............................
 

ادامه مطلب  

استعداد شریف  

استعداد شریف 
شب دوش آمد دوست سالهای دورم،،،
همان همرزم قوی هیکل پرزورم ،،، 
که تاپاسی ازشب خاطرات کردیم مرور،،،
حرف ازجوانی بود ودوران پرشروشور،،، 
یکی همراه خودداشت دراین سفر،،، 
چهارتا وزش شریف داشت اون یک نفر،،، 
کف دستش به پهنای یک بیل بود،،، 
قطرپاهایش تو پنداشتی پای فیل بود،،، 
بگفتم مبادا که رستم آن یل بی باک ،،، 
بهرتکمیل کارش،سربرآورده ازخاک ،،، 
بگفتابه خنده،گرچه خراسانی مه سواره،،،
نی رستم،بلکه جابر،شوی عمه نگاره ،،، 
بنا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1