تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


شال  

...
دیروز دلم عجیب شالت را میخواست
خیلی سرد بود
یک ساعت چشم براه روی نیمکت نشسته بودم
هرچه به غروب نزدیکتر میشد سردتر میشد
بعد مغرب دیگر داشتم میلرزیدم از سرما …
خیلی امیدوار بودم بتوانم از دور تماشایت کنم …
اما قسمت نشد
نمیدانم…
هرجا هستی
سلام خدا به تو
مهربان همیشگی من

ادامه مطلب  

برف..  

میباره اشکایم رو شهر گونه ام
تا وقتی زنده ام با تو میمونماحساس من رو قلبت میدونه
دوست دارم دیوونه
من به تو دلگرمم با اینکه برف میاد
یه روزی میای و لب ها به حرف میاد
من به تو و فردا خیلی امیدوارم
خیلی برام خوبه که تورو دوست دارم
شالت میرقصید تو دستای باد
قلبم لرزید و عشق تورو داداحساس من رو قلبت میدونه
دوست دارم دیوونه

ادامه مطلب  

من، فئودور، تهران  

كتاب شب هاى روشن داستایوفسكى را نه در بانكنه در تاكسىنه در انتظار پذیرش درمانگاه - با حضور افتخارى پیرزن آذرى زبان صندلى پشتى - نه در كافه با بوى غلیظ سیگارنمیشود خواند...
تهران سخت غمگین است وقتى در انتظارى و باران میبارد... انگار هیچ وقت زمان نمیگذرد!تهران سخت غمگین است وقتى بعد از باران پشت سرش مینشینم و كاپوچینو میخورم تا ، تاكسی برسد و شاید انتهاى امروز را با خود بیاورد...و من شولاى غم بر دوش ، روزم را در خیابان و بانك و درمانگاه و دانشگاه و

ادامه مطلب  

 

چطور بگویماحوالی را که چون جنین، خیسِ از آغاز بوده و گریبانم را با بند نافشان گره زده اند
نه سقط می شودو نه دنیا ، بساط آمدنش را می چیندکه تمام کتاب هایت را باید سوزاند وقتی نمیدانی این مرگ تدریجی از درد نبودنت را
کاش درک میکردیتمام کوچه باغ های اردیبهشتم خزان شد و در آستانه ی دی جان میدهدکاش بار دیگر ، فدمی بر چشمانم می زدی و شهر ویرانه ام را پر می کردی عطر شالت تمام کودکان را سیبی سرخ ، به رسم لبخند هایم از لبانت مهمان می کردیآهـ که دیگر نمی

ادامه مطلب  

بهترین عشق دنیا  

 
 
اگه برات غیرتی میشهاگه روت حساسهاگه وقتی می خنده از خنده ش خنده ت می گیرهاگه باهات مهربونهاگه بهت اخمای کوچولو می کنهاگه وقتی شالت رفت عقب ، میگه " اونو بکش جلو "اگه دستاتو محکم میگیرهاگه تو مهمونیا یه دفه در گوشِت میگه : " خیلی خوشگل شدی عزیزم "اگه سر به سرت میذارهاگه قربون صدقت ميرهاگه نگرانت میشهاگه بهت میگه : " خانوم خونه "اگه وقتی با پسرای غریبه حرف میزنی ، میشه بداخلاق ترین پسر دنیااون موقع ست که نمیتونی ازش بگذریاون موقع ست که تو شدی ت

ادامه مطلب  

 

رفتم جلو گفتم «ببخشید خانوم آتیش داری؟» هول شد گفت «واسه چی میخوای؟»
گفتم «میخوام تکلیفمو با چشات روشن کنم». خندید ، خندیدم. گفتم «شالت آبیه ،
مثه دریاس ، موج داره دریات». گفت «ینی چی؟» گفتم « پیچ پیچی » خندید ،
خندیدم. دیدم اهل دله ، نشستم کنارش ، لش رو نیمکت. گفتم «همیشه دنبال
دلیلی؟» گفت «چطور؟» گفتم «ببین ، همین الانم دنبال دلیلی» خندید ، خندیدم.
گفتم «میخندی تو دلم رخت میشورن» گفت «دیوونه ای؟» گفتم «سرت که پایین بود
باد میومد. یه طره ا

ادامه مطلب  

فکر داشتن تو ...  

تا حالا به این فکر کردی که...《 من باشم و تو باشی و یه تخت کنار حوض پر ماهی و گل شمعدونی و سماور و چای قند پهلو... 》یا اینکه 《 من باشم و تو باشی و خسته روی کاناپه جلوی تلویزیون عصر جمعه لش کرده باشیم!》یا تصویر 《 اون روز صبح که قرار سفارت داریم و جفتمون پر استرس شدیم و جلوی هم نشستیم و هر چیزی رو صدبار چک میکنیم》 یا اونجا که 《 با هم رفتیم خرید و میریم سینما و بعدش هم دلی از عزا در میاریم...》 یا فکر کردی به اون روز 《 خسته ای و گشت ارشاد بهت گیر داده و م

ادامه مطلب  

&( پسری با ظاهر شاد )&  

( من یک پسرم )
اگر روت غیرتی نشم / اگر روت حساس نباشم / اگر مهربون نباشم
اگر بهت اخم نکنم / هروقت که شالت رفت کنار نگم اونو بکش جلو
اگر قربون صدقت نرم / اگر نباشی نگرانت نباشم / اگر انقدر بهت گیر نباشم
یعنی عاشقت نیستم پس بدون اگر کلی گیر بهت میدم برام مهمی
من یه مردم به قول خودت کله خراب و نترس حالا این کله خراب عاشق دختریه که میخواد
فقط مال خودش باشی فقط مال خوده خودش
من یک پسرم با ظاهری شاد

ادامه مطلب  

آرزوی یک طرف  

طرف ميره حرم امام رضا، نامه می نویسه :
 
یا امام رضا به من ماشین بده، خونه بده ، پول و ثروت بده،
بچه هامو سروسامون بده، بعد بمیرم!! ☺️
 
 
 
 
 
 
 
از حرم که ميره بیرون تصادف میکنه، درحال مردن میگه: 
 
یا امام رضا، داری از آخر میخونی

ادامه مطلب  

1271  

اون الان ميره با ٧ تا دختر در هفته دوست میشه و كافه ميره و میخوابه و عشق و حال میكنه 
و آخر سرم باز به زودی عاشق میشه و تمام
من هی تو وبلاگم ناله میكنم و با دوستام راجع بش حرف میزنم و شبا گریه میكنم 
و البته هیچ وقت خیلی  كامل تمام نمیشه

ادامه مطلب  

 

 
آهای شال ترکمن خونت کجایه؟ که ما رو دور این چادر کشوندیبه جای گله داری توی صحرادل ما رو پی آهو دوندی
گره ها رو بزن رو دار قالیمث گل بوته های روی شالتی رج از بافت موهاتو کمش کننزار دیونه شم توی خیالت
چه احساسی بهت دس میده وقتیبا اون شال بلند ریشه دارتخزر با ماهیای سرخ و آبیحسود میشه واسه چشم خمارت
ی برکه ماه توی چشمات میرقصهبگو دریای شهر تو چی دارهبه چی خیره شدی از روی بندرکه مروارید اون چشمات می باره
منو اینجا ندیدی انگاری توکه چند ساله واسه

ادامه مطلب  

زود برگرد...  

خدا پشت و پناهت ، زود برگرد
فدای شکل ماهت ، زود برگرد
هوا سرد است،شالت را بینداز
بگیر این هم کلاهت،زود برگرد
ببین اینگونه نگذاری بماند
دو چشمانم به راهت، زود برگرد
مرا دلتنگ خود کردی مسافر
به جبران گناهت ، زود برگرد
برایت نیست جایی مثل خانه
به سوی زادگاهت زود برگرد
نگو مجبوری از من دور باشی
نگو دور است راهت زود برگرد...
 
دو ساعت از رفتنت گذشته ولی دلم یه دنیا تنگته،همه دلخوشیم اینه که دوباره هفته دیگه میای، زود بیییییییییییاااااااااااااااا

ادامه مطلب  

دختر بودن ینی...  

تا دختر نباشی این متنو درک نمیکنی
دختر بودن یعنی . ..
دختر بودن یعنی شالت افتاد
دختر بودن یعنی برو تو دم در وانستا
دختر بودن یعنی کجا داری میری؟؟
دختر بودن یعنی ساعت 8 شبه دیر وقته دیگه بیا خونه
دختر بودن یعنی تابستون با یه لباس تا خرخره
دختر بودن یعنی ذلیل شی آبروم رف دکمه هاتو ببند
دختر بودن یعنی تو دریا با لباس بری
دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن
دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا من خودم میرم
 
دختر بودن یعنی " از پدرت اجازه گرفتی ؟ " 
دخ

ادامه مطلب  

باد مارا خواهد كشت  

خب آخر هفته ای كه منتظرش بودم از راه رسید امروز ساعت دو مث فنر تختی كه از بپر بپر دوتا بچه تخس جونش به لب رسیده و در ميره از كار و بار در میرم و میرم قاطی خودم تاااااااا یكشنبه صبح
باد خوبی میاد  بااااد سسسسسرددد كه برگا رو دیوونه میكنه میكنه از رو درختا میبره و منو میكشه منی كه الانه اندازه ی برگای این درختا جون دارم و هی یكی یكی جونم كنده میشه ميره تو باد روی تنه ی درختایی كه بی برگ شدن كله ی خودمو میبینم باد منو كشته كنده برده كاشكی ساعت زود د

ادامه مطلب  

عشق شيرين من:)  

عَشَقِه
اسم یه گیاه عه .میپیچه ،بالا ميره، سبز میشه ،ریشه میدونه....
به نظر من كه عشق از مغزت شروع میشه انقد ریشه میده انقد سبز میشه تا میرسه به قلبت وقتی رسید به قلبت هر چقدرم كه بزنیش،هرسش كنی بازم یه تیكه ازش همیشه تو وجودت هست.
+روزگارتون بی عشق نباشه
+بعضی وختا سخته،اذیتت میكنه،ناراحتت میكنه ولی اون شیرینی ای كه ازش ميره زیر دندونت هیچ وقت نمیتونی بیخیالش بشی.
+خدا كمكمون میكنه میدونم:))

ادامه مطلب  

 

-دلم میخواد با یكی حرف بزنم، اووووهوم، دلم میخواد، توو خیابون ولی عصر، عصر كه هوا رو به تاریكی ميره، آخه من ولی عصر و خیلی دوست دارم، دلم میخواد دست اون "یكی" رو بگیرم، دستاشم گرم باشه، آخه من همیشه دست و پام گوله سرماست، بتونم باهاش خودم باشم، همون خودمی كه از سر و كول اون آدم بالا ميره، هی تند تند میخنده، هی قربون صدقه ش ميره، هی با ذوق نگاش میكنه، هی دستاشو محكم فشار میده چند دیقه یه بار، كه خوب بلده ناز كنه، آره من همینم، اینه شخصیت واقعیم،

ادامه مطلب  

برفت که برود که برود  

هفت رفت .. منظور پست هفته ..
پست شیشم ميره سه ام ميره دهم ميره هزارم ميره .. کلا همشون می رن ..
کلا آدم هرچی بزرگتر می شه چه به اندازه ی یه روز چه به اندازه ی هزار روز به حرفا .. کارا و الخ مسخره نگاه
می کنه .. عاقل اندر سفیه ریشخندشون می کنه !
حالا بماند که جایی خوندم شایدم دیدم ( که احتمالا خودش یه جور خوندنه !)که آدما یهو .. یه شبه بزرگ میشن ..
چیزی نیست که طول بکشه ...
بعضی وقتا یه آدم ده ساله قد بیس سال تجربه داره ...!

ادامه مطلب  

سلام باورم نميشه .....  

آرین اونقدر بزرگ شده كه داره ميره پیش دبستانی خدایا شكرت بخاطر آرین عزیز و این زندگی خوب.
آره آرین عشق من داره از اول مهرماه ميره پیش دبستانی خودش خیلی علاقه مند یادگیریه نمیدونید چقدر قشنگ میخونه م نقاشی میكنه فكر كنم تو قضیه یادگیری درس خیلی عالی باشه و درس و دوست داشته باشه .
نگرانی پدرو مادرها هم كه كم نمیشه تو 10 روز پیش با توپ ابریش زد آینه قدی رو شكوند ما خیلی ترسیدیم ولی خدارو شكر اتفاقی برای خودش نیفتاد .
الان داره یاد میگیره اسم وشعر خ

ادامه مطلب  

1266  

‎من اینجام...این تن اینجاست...تو همین شهر‎همین الان تو همین كافه ی دنج دانشگاه با موهاش بازی میكنه  و پسرا رو دید میزنه‎روحم نیست ولی ‎داره تو تجریش راه ميره...داره تو اتوبانای تهران تو شب های قشنگ تهران تو ماشین آهنگ گوش میده و به عشقای از دست رفته ای فكر میكنه كه نهایت دو تا خیابون فاصله دارن ‎روح من هنوز سه شنبه ها با مینا ميره سینما ملت...بلیط نصف قیمت دو تا فیلم پشت هم بدون خوراكی و اینكه یه كلمه حرف بزنیم باهم‎روح من با الهام شبای زمستون

ادامه مطلب  

مطلبى در باره ى USB ها  

حافظه هاى فلش همان جاهاى هستند كه اطلاعاتمون رو توش ذخیره میكنیم.همین چیزاى كوچولو كه الان  بیشتر از هارد و حافظه هاى SSD هم پر كاربرد تر شدن.خب از بحث خارج نشیم.این تكنولوژى همون تكنولوژى ایه كه توى SDCARD ها و USB ها و SSD ها به كار ميره.این USBها و SDCARD ها و SSDها وقتى منبع تغذیه اش قطع میشه دیگه اطلاعات و توى خودش نگه میداره اما حافظه هاى الكترونیكى دیگه مثل رم كامپیوتر (RAM) اگر منبع تغذیه اش قطع بشه اطلاعات توش از بین ميره.به خاطر همین هم هست كه حافظه ى

ادامه مطلب  

34  

میگه : الان پا میشه همچین که زیپ کاپشنو میکشه بالا تا ته آخرین خط ریش گلوش. میگه : حیف . حیف که سیگاری نیستم. ميره.. ميره، اینقدر راه ميره و تا موقع ایی که خسته نشه برنمیگرده .
نیستی که ببینی من هنوزم بلدتم.
+ بخشی از خاطراتش که دم پنجره تعریف میکند و " ها " میکند.
" رفتن بهتره .. همه آلودگیست این ایام .. "
 
 

ادامه مطلب  

34  

میگه : الان پا میشه همچین که زیپ کاپشنو میکشه بالا تا ته آخرین خط ریشه گلوش. میگه : حیف . حیف که سیگاری نیستم. ميره.. ميره، اینقدر راه ميره و تا موقع ایی که خسته نشه برنمیگرده .
نیستی که ببینی من هنوزم بلدتم.
+ بخشی از خاطراتش که دم پنجره تعریف میکند و " ها " میکند.
" رفتن بهتره .. همه آلودگیست این ایام .. "
 
 

ادامه مطلب  

خداحافظ برای همیشه ...  

 
شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کردنش...چه زود چسبیدی به پاییزچه زود حال و هوا را دو نفره کردی...فکر تنهایی مرا نکردی...؟از تو آموختم عاشق ها دو دسته اندیک دسته در گرمای تابستان ذوب می شوند و تمامیک دسته می مانند و به هر جان کندنی هست خودشان را می رسانند به پاییز و زمستان و بهار...خودم را می رسانم به پاییزسر جنگ ندارم که با فصل ها...میگذارم باران و باد بوزدبرگ ها برقصندبوها دیوانه ام کنندو خاطره ها بازی شان بگیرد...یا می

ادامه مطلب  

 

زنی ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ، ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺣﻴﺎﻁ ﻳﮏ ﺗﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭﺷﺪ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻻﺳﺘﻴﮏ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﭼﺮﺥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻮﯼ ﺁﺏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻣﻬﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩ . زن ﺣﻴﺮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ . ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺭﻫ

ادامه مطلب  

68  

نزدیک به ۴۰ نفر فوت شدن...
نه عملیات تروریستی بود و نه بمب و کوفت و زهر مار دیگه ای..
به احتمال زیاد یه سری آدم که وظیفشون رو درست انجام ندادن و با کوتاهی کردن...
فردا و پس فردا با چنتا پیام تسلیت تموم میشه ميره و ما هم یادمون ميره چی شد.. 
یادم ميره اون ۴۰ نفر مادر, پدر, خواهر و برادر و یا زندگی کسایی بودن که با رفتنشون چند نفر دیگه هم مردن که حتا توی اون قطار نبودن..
کاش یکمی بیشتر مسئولیت پذیر باشیم, اشتباهات کوچیک ممکنه صدمات بزرگی رو ایجاد کنه..

ادامه مطلب  

دلتنگي  

اوضاع اینجور پیش ميره كه محمدم اكثرا پنجشنبه ها عصر میاد خونمون
همش لحظه شماری میكنم كه آخر هفته بشه 
برخلاف قبلا كه اصلا آخر هفته هارو دوس نداشتم الان واقعا دوس دارم
تازگیا یكم دارم وزن اضافه میكنم شكمم بزرگ شده و محمدم همش سربسرم میذاره
روزای آرومی رو داریم میگذرونیم
هرچند یه جاهای باهم بحث میكنیم یا ازهم دلخور میشیم
ولی در كل میشه گفت آروم داره میگذره
دوشنبه هفته اینده یعنی 6 روز دیگه محمد ميره كربلا و ده روز بعد برمیگرده 
فكر به اینكه د

ادامه مطلب  

٦.  

همه چیز خوب پیش ميره. از همه چیز راضی ام
یه مدت یكی از دوستام گیر داده ك یه موضوعی ذهنشو مشغول كرده میگه بیا باهم یه مقاله درموردش بنویسیم. " بازاریابی شبكه ای و تاثیر اون بر زندگی و كار جوانان"

ادامه مطلب  

 

سلام خاطرات عزیزم ... 
دستم تو دست یاره ...
قلبم چه بیقراره ...
به به به به !!! چى میشه امروز ...؟ 
بارون اگر بباره ...
چه شاعرانه ...
یه چتر خیس و دریا كنار و پرسه هاى عاشقانه ...
زل میزنم به چشماى مستت سر میگذارم روى شونت بى بهانه ...
حس خوب یعنى اینكه الان نمیتونم با كلمات توصیفش كنم ... 
حس خوب یعنى بعد از سال ها به آرامش رسیدن ...
یعنى اینكه یكى با تمام وجودش تو رو بخواد ... 
یعنى اینكه بعد از مدت ها از ته دلت راضى باشى ...
همه چى داره خوب پیش ميره ...
قشنگ ترین ح

ادامه مطلب  

متن آهنگ یه روز از یاد تو بنیامین بهادری  

متن آهنگ یه روز از یاد تو بنیامین بهادری Lyrics Music Benyamin Bahadori Yerooz Az Yade To
 
ترانه و شعر آهنگ یه روز از یاد تو بنیامین بهادری
یه روز از یاد تو میرم عزیزم تویه قصه هات میمیرم عزیزم یه روزی چشمامو خاموش میکنی همه شعرامو فراموش میکنی
یه روزی اسم من از یادت ميره یه روزی اسم من از یادت ميره یه روزی اسم من از یادت ميره یه روزی اسم من از یادت ميره یه روزی عکس منو گم میکنی منو گم میونه مردم میکنی
یه روزی قصه ی من تموم میشه لحظه هامو گریه هام حروم میشه یه روزی ق

ادامه مطلب  

تابستانه  

سلاااااااام  تابستونتون مبارك  از تعطیلات مدارس حدود پنجاه روز می گذره و بچه ها حسابی مشغول شدن ، طبق تجربه سال قبل كه اوایل سال تحصیلی آدرینا به كل هنگ كرده بود مخصوصا توی دیكته امسال طبق یك برنامه ، كه كم و بیش بهش پایبندیم موقع ظرف شستن من ، آدرینا یك قصه از مجموعه قصه های مادر بزرگ رو می خونه و ما فیض می بریم كه خیلی موثر بوده و با اینكه كلمات سخت هم توی متن قصه ها هست خیلی خوب و روان می خونه ، ریاضی هم چند شب یكبار چند تا سوال از كلاغ سپید

ادامه مطلب  

خودتونو نخود هر آشی نکنید !  

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره .دامپزشک میگه : ” اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید “گوسفند اینو میشنوه و ميره پیش گاو میگه: “بلند شو بلند شو” گاو هیچ حرکتی نمیکنه…روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو ميره پیش گاو میگه: ” بلند شو بلند شو رو پات بایست” باز گاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاشروز سوم دوباره گوسفند ميره میگه: “سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته ب

ادامه مطلب  

بمون  

 خسته س.زندگی خسته س.اینجا و اونجا هم نداره.پاکبان و پارکبان و ویزیتور و دکترم نداره.گرم داره میشه زمین آخرشم دود میشه هوا ميره نمیدونی تا کجا ميره
این روزا روزاییه که جوون پول میده ميره کلاس شاعری یاد میگیره که بگه هوا میشم میرم تو موهات دود میشم میرم تو ریه هات شاش میشم میرم تو مثانه ت 
منکه ادعایی ندارم لای این جماعت سکولار شاعر نمای عاشق پیشه ی خواهان کاپ عن با جمله های قصار و انتلکتوئل که از جون مرغ تا شیر آدمیزادو خر میکنن من فقط بلدم بگ

ادامه مطلب  

کیمیاگر  

داستان یه چوپانیه که دو بار خواب می بینه که به دنبال افسانه شخصیش بره. بعد گوسفنداشو میفروشه. ميره تو راه پولاشو می دزدن. مجبور میشه مدتی بره تو یه بلورفروشی کار کنه. کار و بار بلورفروشی می گیره و چوپان که یک سال اونجا مونده بوده پس اندازی جمع می کنه. بعد ميره به یک کیمیاگر برمیخوره.

ادامه مطلب  

 

وقتی فک میکنی همه چی خوب داره ميره جلو
کارا درست میشه
شک و دغدغه هایی که داری کم میشه
و بعد یهو
میفهمی که هیشکی رو نداری...
تنهای تنهایی....
به جایی نرسیدی....
هیچ فرقی تو زندگیت نشده
ایندت ميره زیر سوال
حالت واقعا خرابه....
واقعا...

ادامه مطلب  

23  

من دیوانم ... 
من نرمال نیستم ...
من مشکل دارم ...
صبح واسم آمار کلاس در میاره 
شب عکس پاک میکنه ...
به اندازه ی یه دوست هم احترام نداشتم پیشش ؟
منو مسخره ی دنیا میکنه ؟
احمق ميره به الما مسیج ميره فلان و فلان 
بعد چند روز بعد عکس پاک میکنه
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
خدایا صبر فقط صبر فقط صبر 
 
 
 

ادامه مطلب  

جیمز تربر  

یه داستان خوندم از ترجمه های اسماعیل فصیح به نام آقای موندرو از خفاش رند تر است قصه یه زن و شوهری که میرن تو ویلاشون زنه یه عنکبوت می‌بینه مرده با غرور عنکبوتی رو پیروزمندانه میکشه بعد تو اتاق مرده به خفاش پیدا میشه و نمیتونه حریفش بشه الکی یه روزنامه رو لوله میکنه ميره اتاق قبلی تق تق که مثلا بیرونش کردم بعدم ميره رو کاناپه میخوابه تا خفاشه خودش ميره داستان چیز خاصی نداشت داستان بود دیگه یعنی نویسنده جماعت هرچیزی گیرشان میاد مینویسن داستا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام