تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


تماااااااااااااااااااااااام ....  

 
راحت بخواب ای شهر .... آن دیوانه مرده ست ...
در پیله ی ابریشمش .... پروانه مرده ست ....
 
در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست ...
آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده ست ....
 
یک عمر زیر پا لگد کردند او را ....
اکنون که میگیرند روی شانه ....مرده ست ....
 
گنجشکها از شانه هایم برنخیزید ...
روزی درختی زیر این ویرانه مرده ست ....
 
دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش ...
آن شمع را خاموش کن ..... پروانه مرده ست .....
 
 
فاضل نظری ....
 
 
 
مرده دیگه ..... مرده .......ایهاالناس .... آسوده بخوابید .....آ

ادامه مطلب  

تماااااااااااااااااااااااام ....  

 
راحت بخواب ای شهر .... آن دیوانه مرده ست ...
در پیله ی ابریشمش .... پروانه مرده ست ....
 
در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست ...
آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده ست ....
 
یک عمر زیر پا لگد کردند او را ....
اکنون که میگیرند روی شانه ....مرده ست ....
 
گنجشکها از شانه هایم برنخیزید ...
روزی درختی زیر این ویرانه مرده ست ....
 
دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش ...
آن شمع را خاموش کن ..... پروانه مرده ست .....
 
 
فاضل نظری ....
 
 
 
 

ادامه مطلب  

زنده کش های مرده پرست  

.هنگامی که با دوستی هستید به او نمی اندیشید؛ تنها در غیبت و فقدان او است که #فکر شروع می کند به دوباره زنده کردن صحنه ها و تجربیات گذشته و مرده ای که در رابطه با او داشته اید. و ما این زنده کردن گذشته را عشق می نامیم. در این صورت برای بسیاری از ما عشق یک چیز مرده است؛ نفی زیستن با پویایی و زنده بودن #زندگی است. ما با گذشته زندگی می کنیم، با مرده زندگی می کنیم؛ بنابراین ما خود مرده ایم؛ و این مردگی را #عشق می نامیم.

ادامه مطلب  

 

این چند روز حسابی فکر کردم حالم خوب نبود 
اما الان بهترم 
با خودم روبه رو شدم 
فهمیدم من با ارزش ترین ادم در زندگی خودم هستم
فهمیدم منشا مشکلاتم چیه
........
وقتی بهش گفتم برام مرده 
واکنش نشون داد اما باید می فهمید که برام مرده همون موقعی مرد که با اون دخترک قلب من رو به سلاخه کشید 
اون برام مرده نسبت به مرده ها احساسی ندارم مث ادمی که هیچوقت نبوده 
یک چیزی اما هست
و ان هم تبریک به خودم است احساس میکنم متولد شده ام.....
 

ادامه مطلب  

یادگاری  

سال ها باید بگذره تا انقد بزرگ شی که حتی بتونی از کسی که عاشقشی دست بکشی
که دست از جنگیدن واسه آرزوهای مرده ات برداری
که روی آرزوهات خاک بریزی و فراموششون کنی
سال ها باید بگذره تا باور کنی تو زندگی فقط یه مرده ی متحرک بودی 
یه مرده 
بدون هیچ امیدی...
روزای زیادی از رونق این وبلاگ میگذره 
اینجاام دیگه مثه خودم از پا افتاده 
از نفس
از هر چیز...
دمت گرم خداجون 
دمت گرم ...

ادامه مطلب  

از بس که جان ندارم  

تن آدمی شریف است به «جان» آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیتآدم زنده «جانی» داره که می‌تونه مست بشه، و اگر کله پا بشه، یا زمین بخوره، خودش بلند میشه. اگر هم نتونه، از دیگران کمک میخواد تا بلند شه دوباره. ولی مرده «جانی» نداره که بتونه مست بشه... و اصلا سر پا نیست؛ که زمین بخوره!راحت سرجاش! نشسته! و بی‌کمک یا با کمک! نمی‌تونه بلند شه. باید منتظر بمونه، شاید! که یکی جابجاش کنه، ببرتش یه سمتی یا پرتش کنه یه طرفی.آدم مرده نمی‌تونه از کسی کمک بخواد

ادامه مطلب  

...  

5 سال گذشته و من باورم نمیشه که دستم به قلم نمیره...
شما باورتون میشه؟؟
نمیدونم لیلی و مجنون من به کجا رسیدن لیلی ک آتیش گرفت و مجنونو با خودش سوزوند.آقا فتل من انگار مرده که دیگه خبری ازش تو ذهن من نیست .
شاید حتی خودمم تو ذهن شما مرده باشم نویسنده ای ک ننویسه دیگه مرده.
فقط راه میره...
تو این 5 سال خیلی اتفاقا برام افتاده شاید سخت اما یکی از اتفاقای قشنگ زندگیم افتاده.پس جای هیچ ناشکری نیست
با قدرت برمیگردم با کمک بهترینه زندگیم
 

ادامه مطلب  

نوجوانی مرده  

ناشناسی بی پدر گردیدهمادرش تا ته عمر از تبی لرزیدهخواهرش هم هرزگی پیشه راهش کردهناشناسی مرد شد در کودکیاو که هرگز نه آرامیدهناشناس کودکی ، پیر شدهنوجوان ناشناس پیر ماعاشق قاصدکی گردیدهدست قلب قاصدک در باد نو مانند بیدبی صدا لرزیدهریشه پیمانشان سست شدهنوجوان ناشناس پیر ما رنجیدهسکته کامل زده در نوجوانی مردهریشه عشق رگ قلب و دلش خشکیدهنوجوانی مرده.
 
 
( ع )

ادامه مطلب  

من نمیتوانم  

 
نمی توانم با " کمی دوست داشتن "  زندگی کنممن " دوست داشتنِ زیاد " می خواهمدوست داشتنِ تمام و کمالیک جور غرق شدن...یک جور دیوانگی محض...
مثل تسلیم تنی تشنه، به خُنکای قطره های بارانمثل شنیدن هزار بارۀ یک آهنگ تکراریمثل یک موج سواری داغ، درآشوب دریایی طوفانیمثل رفتن تا انتهای راهی که بازگشتی ندارد...
من با " کمی دوست داشتن " زنده نمی مانمبا کمی دلخوشی، با کمی لذتمن یک التهابِ داغِ نفس گیر می خواهمیک آغوشِ گرم در سردترین فصل سال...چرا نمی فهمیآنهایی

ادامه مطلب  

 

بعضی ها پیش از اینکه بمیرند دفن میشوند.
 
از مردن نمی ترسم، اما ازینکه خیلی وقتها پیش مرده بودم خجالت زده ام.
بیشتر از پدرم که با مردنم همه آرزوهایش مرد.
از مادرم که طفل نو ماهه اش مرده تولد شد.
شرمنده از تمام روز های که خرشید برایم طلوع کرده بود.
آن شب مهتاب که همیشه تنهای های شبم را باهاش خلوت میکردم ازم روخ گرفته بود، اینگار شب از غم مردنم سیاه پوشیده بود.
به پدرم زنگ زدم که بگویم مرده ام. اما او قبلان دفنم کرده بود.

ادامه مطلب  

مقایسه  

می دونی اگه مرده بره با زن وبچه دوست دختر بگیره .... می گن مرده زن باز و هوسباز  و عوضیه.... حکم ارتدادش هم جایزه .... همگی طردش می کنن و..... اما زنه که میره دوست پسر می گیره می گه .....نه این دوست اجتماعی منه !!! و این حق منه که در جامعه حضور داشته باشم....
اگه مرده تو گوشی اش پنهانی دوستهای دیگه ای داشته باشه .... ناشایست .... اینو علم می کنن و آبروشو تو خونواده می برن.....
اما اگه بخوای دست به گوشی خانم بزنی میگه .... این حریم شخصی منه !!!! تو داری آزادی منو ازم می گی

ادامه مطلب  

 

وااااااااااااااای خدا جونم اینم تموم شد عشقم دوباره رفت البته خب اون عشق من نیست دیگه ی غریبس برام عشق من مرده خداااجونم  اون محمود من نیست مرگ عشقمو به  خودم تسلیت میگم دیگه محمود واسه من مرده از این به بعد فقط با خاطرات دوست داشتنش و لحظاتی که باهم بودیم زندگی میکنم

ادامه مطلب  

ابوالفضل کرمی  

مثلِ سرباز ، که زخم ها به تن ش جا مانده من همان آدمِ شادم ، که غم ش جا مانده تو کجایی که ببینی ، دلِ من منتظر است من اسیرم که دلم ، در وطن ش جا مانده آه بعد از تو دگر ، مرده ام و جانی نیست من شهیدم که به خاکی ، بدن ش جا مانده عشقِ تو در دلِ من ، مانده نمی دانی تو مثل یک مرده ، که از او کفن ش جا مانده مثل یعقوب ، به دنبالِ تو من می گردم تویی یوسف ، که فقط پیرهن ش جا مانده #ابوالفضل_کرمی_کافی

ادامه مطلب  

 

یادته من و به مرز جنون کشوندی؟
یادته گفتم برو
یادته گفتم مهدی من مرده.
یادته گفتم تو رو نمیشناسم؟؟
یادته؟
قبل همین عید بود
چهار ماه قبل از شناختن شخصیت واقعیت
یادته جلز و ولز می زدی که نه من نمردم
یادته میگفتی بهم یه فرصت دیگه بده تا بشم همون مهدی سابق؟
یادته؟
 
تو خیلی وقت پیش ها مرده بودی
اصلا تو زنده نبودی هیچوقت که بخوی مرده باشی!
یادته 1 ماه بعدش 
توی فروردین
هر شب و هر شب می رفتی پیش اون دختره و ...
هر شب
همه شب هایی که ساعت 7 میومدی پیش من و ا

ادامه مطلب  

 

  هرچه هست غمزده تر عاشق من استزن خسته از تمام بشر عاشق من استمن برگ برگ برگ درختم مقابلشاو ضربه ضربه ضربه تبر عاشق من استمانند مصرعی به غزل، مثل گل به باغمانند دختری به پسر... عاشق من است!این چیز داغ چیست اگر مرد مرده است؟!این مرد مرده کیست اگر عاشق من است؟!زن حدس می زند چقدر مانده تا سقوطزن فکر می کند چقدر عاشق من استاو عاشق من است چرا، کِی، چقدر، تا،امّا، ولی، چگونه، مگر... عاشق من استفریاد می زند برو گمشو کثافت ...هرچند می رسد به نظر عاشق من اس

ادامه مطلب  

دیونگی  

مهدی یه چی بگم بهم نمیخندی؟احساس میکنم دیونه شدم
من زنگ زدم بهت صدای تو بود ولی پسره گفت مهدی مرده خطش دست منه
به موری زنگ زدیم گفت مهدی یه ساله مرده
اگه مردی پس چطور تونستن خططو بدن دست کسی دیگه
هر روز میرم تلگرام نگاش میکنم
عکس یه پسر دیگست ولی چرا من حس میکتم زیر اون چهره جدید تویی
امشب عکس موری با مامان دیدم تو زیارتگاه پس تو کجا بودی

ادامه مطلب  

مرگ...یا مرگ؟!.....  

چه کسی میداند.....
 
شاید ما همه مرده باشیم و هر آنکس که متولد میشود را دفن میکنیم....!!!
 
به راستی به آغوش خدا رفتن مرگ است و یا از آغوش او بیرون رفتن؟!....
 
چرا لحظه ی مرگ را تولد نمی نامیم؟!....
 
مردگان را روح مینامیم ... و آیا روح چیزی جز زندگی است؟!.....
 
ما برای مرگ جشن میگیریم و برای تولد گریه میکنیم....
 
آری...
 
اکنون من مرده ای بیش نیستم!

ادامه مطلب  

شهدای بهمن ماه شهرستان خمینی شهر  

اول بهمن ماه                             
۱ـ رضا رفیع
۲ـ فتح الله سرخی
۳ـ فیض الله شریفیان
۴ـ مصطفی شعرباف
۵ـ علی کاظمی
۶- محمد رضا موحدی
 
دوم بهمن ماه    
۱- نصرالله باقریان
۲- عبدالله رضایی
۳- حسینعلی صرامی
۴- اکبر مهری
سوم بهمن ماه                        
۱ـ قدمعلی پریشانی
۲- پرویز ساعی مشفق
۳- اکبر جزینی
۴- مهدی سلیمانی
 
 
چهارم بهمن ماه                         
۱-سیف الله فخاری
۲- غلامحسین موحدی
۳- اصغر افتادگان
۴- محمد علی کاشی
 
 
 

ادامه مطلب  

نسل مرده پرست  

وقتی قرار نیست من و تو به ما برسیم اصرار چرا ؟ به خواهش نا به جا برسیم
در فال قهوه ی من و تو حکم رفتن است معلوم نیست به کجا یا به نا کجا برسیم
پرسش همان سوال همیشه چرا رفتن است ؟در آینه بی شک به جواب بی وفا برسیم
درمان درد ما به خدا کمی محبت استتازنده ایم ای کاش به اهل وفا برسیم
ما نسل مرده پرستیم هزاران افسوس ما را چه سود بعد مرگ به بها برسیم
به مادر پیر سرنوشت بگو دعا بکند شاید به زور دعا ما تا خدا برسیم
به پنجره ی بسته دل نبند سنگ صبورکنج قفس سخت

ادامه مطلب  

ﺧﺎﻧﻮﻣﺎﺭﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﯾﻦ ...  

ﺩﻭﺗﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﺎ ﻫﻢﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﮐﻪﯾﮏ ﺯﻥ ﻭ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ.ﺧﻼﺻﻪ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﺑﺎﺗﺮﺱ ﺑﻬﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻦﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺯﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﻪ ﺟﺎﻟﺐﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﺁﺳﯿﺐ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﺣﺘﻤﺎﺗﻮ ﺗﻘﺪﯾﺮﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺸﯿﻢ.ﻣﺮﺩﻩ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﮑﺚ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ ﺁﺭﻩﺁﺭﻩ ﭼﻪ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﺟﺎﻟﺒﯽ .ﺯﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺒﯿﻦ

ادامه مطلب  

 

بخشی از مسمط طنز فرخی یزدی،که به صورت تیتراژ پايانی مستند فرخی یزدی، به تهیه کنندگی و کارگردانی هومن ظریف که توسط گروه خورشید سیاه اجرا شده است: الله الحمد،که تهران بُود،آزرمِ بهشت ملّت از هر جهت آسوده، چه زیبا و چه زشت اغنیا مشفق و با عاطفه و پاک سرشت فقرا را نبود بستر و بالین از خشت مال ملت نشود حیف،به تهران یک جو! نبود خرقه بیچاره،معلم،به گرو! کِشته ی صبرِ «آجان»(پلیس)را نکند صبر دِرو از کهن مُخبِرِ(خبرنگار) ما، این خبر از نو بشنو... اَلغرض،

ادامه مطلب  

سلطان قلبمی اما...  

عشق تو واسه من مرده وقتی تو دلبسته میشی
باغ من پاییزی اما تو به گل وابسته میشی
توهنوز اول راهی راهی که صد سال رفتم 
میری این راه و اما خیلی زود خسته میشی
اما سکوت این روزامم پرعشق دیگریه 
مغلوب غروب احساس از طلوع رفته میشی
راستی اما عشق دیروز پام نسوزی 
که یه روزی مث من شکسته میشی
داغت سخته حتی وقتی عشق مرده
سلطان قلبمی اما از دل من رونده میشی
 

ادامه مطلب  

روح درخشان یک ستاره مرده  

قبل از توضیح در مورد عکس به این قسمت توجه کنید تا بهتر مطلب رو درک کنید:((قلب رازگو)) یا ((این قلب افشاگر)) نام داستانی کوتاه از ادگار الن پو(نویسنده آمریکایی)است .راوی داستان فرد بی نام مجنونی است که پیر مردی را به خاطر نفرت از چشم لاشخور مانند او با آرامش تمام به قتل می رساند و جسد او را در زیر تخته های کف اتاق پنهان می کند.ولی احساس می کند که ضربان قلب او را،که هرلحظه بلند تر می شود،می شنود.این صدا که اورا به مرز دیوانگی کشانده است سبب می شود تا خ

ادامه مطلب  

حرمت مرده شخص مؤمن  

روایت معروف دیگری هم نقل شده كه "حرمت مرده مؤمن مانند حرمت زنده اوست." (وسائل الشیعه، ج2، ص759، ح2) در روایتی دیگر از حضرت صادق(ع) "حرمت مؤمن بالاتر از حرمت كعبه" خوانده شده است. (طبرسی، اختصاص، ص325) و در روایتی دیگر حرمت مؤمن بالاتر از حرمت هفت آسمان و زمین و فرشتگان الهی توصیف شده است.(دیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص194)

ادامه مطلب  

 

همین که شب باشد
درد باشد و
هیچ کس
هیچ کس نباشد!
میدانی!؟
انگار دیگر فضایی نمانده است
هوایی نمانده است
که دیگر جایی برای هیچ کس نمانده است!
انگار کسی تو را جایی گم کرده است
کسی تمام وجود تو را خاک کرده است...!
و من؟!
مرده ام فکر کنم
که مرده ام برای تو!
و جسدم؟!
جسدم گوشه ای به حال خودش رها مانده!
تنها
سرد
فراموش شده...!
 
 
 
+ چراکسی این شبا رو با من بیدار نمیمونه :(
 
+ و تو؟!
  که حتی دیگه این دردهای تکراری رو نمی خونی...
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

من دارم
یه آدم مرده رو دنبال خودم میکشم
من دارم یه آدم مرده رو دوباره میکشم
شایدم انتقامه
مث اون روزایی که هق هق...
مث اون روزایی که اشک پشت صندلی...
مث روزایی که حرفاتو فقط تو نامه میگی...
شایدم دلتنگیه
مث آخر هفته ها
مث تابستون داغ!
مث فکر کردن به یه آهنگ تو خیابون خیس!
حالم از خودم بهم میخوره!
من دارم یه آدم مرده رو دنبال خودم!!!
 
 
 
پ.ن:دیشب دوباره یکی دیگه گفت اینا مرده پرستی میکنن!
شانس آورد که از دهن یکی دیگه بود...
 
 
   
 

ادامه مطلب  

جای دوری نمیروم  

جای دوری نمیروم ؛کمی تا پشت پرچینها یا دورتر ؛برای درختی آواز بخوانم ؛که مشتش در هوا گره خورده ؛و سالها پیش مرده است !جای دوری نمیروم میروم عاشقی کنم ؛حتی با درختی مرده ؛که پنج انگشتش هنوز آسمان را چنگ میزند !جای دوری نمیروم .....!
 

ادامه مطلب  

ششم  

اتفاقات عجیبی در ذهنم افتاده؛ نگاه و باورم به زندگی کاملا تغییر کرده. در مقایسه نگاه گذشته و امروزم به زندگی ناباورم. برای خودم هم شوک عجیبی است که به این نقطه از زندگی رسیده‌ام.
باور امروزم به همه چیز، پر است از بی باوری و ناباوری.
امید به‌طور کامل در وجودم مرده. انرژی ادامه دادن مسیر برایم مرده. زندگی برایم مرده و زنده‌ترین چیز برایم بدون اغراق مردن است.
در غم و افسردگی و ناراحتی درونی که تا حد خیلی خیلی خیلی زیادی بروزش نمی‌دهم؛ و بیرونی

ادامه مطلب  

این زن هنوز نمرده است  

ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎ ﺳﺮﮎ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ . ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺎﮔﻨﻮﻟﯿﺎﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﮐﻤﺮﮔﺎﻩ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺑﺎ ﻇﺮﺍﻓﺖ ﯾﮏ ﻣﯿﻨﯿﺎﺗﻮﺭ . ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﻣﻮﯾﺶ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﺸﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﺑﺖ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻤﯽ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ . ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺗﻖ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﮐﺶ ﻫﺎ ﺣ

ادامه مطلب  

پایان فصل سرد  

 
 
پايان فصل سرد بود
بی آنکه حتی آغاز شده باشد.
 
به خواهرم نگفتم که "دیگر تمام شد"
زیرا که هرگز شروع نشده بود.
 
و برای هیچ روزنامه ای تسلیتی نفرستادم.
زیرا که او برای بار هزارم  مرده بود.
 
و سهم من همان پنجره بود
که پرده اش کنار رفته بود.
 
از پشت آن پنجره ی "قرن ها" دیدم
بعد از فروغ، دستانش هرگز سبز نشد.
 
و من برای هیچ روزنامه ای تسلیتی نفرستادم
زیرا که آن امید برای بار هزارم مرده بود.

ادامه مطلب  

 

نسرینیم امشب بدجوری دلم هواتو کرده...نمیتونم چشم روی هم بزارم...ببین ساعت چنده...من میتونم تا این موقع بیدار بمونم؟منی که 6 صبح باید بیدار شم...عشقت داره دیوونم میکنه نسرینیم...از همه دنیا بریدم نسرینیم...بخدا بریدم...کاش بودی و حالو روز این روزامو میدیدی...میدیدی که چطوری دارم جون میکنم...میدیدی زیر فشار این همه مصیبت چطوری کمر جوادت شکسته...
بیا اصلا ببین میتونی جوادتو بشناسی؟؟؟
یه مرده متحرک که فقط از زنده بودن یه نفس براش مونده و فقط نفس میکشه...

ادامه مطلب  

آنقدر عاقل نبودیم، که بتوانیم احمق باشیم.  

عاقل نبودیم آنقدر عاقل نبودیم که بتوانیم حماقت کنیم. عقلمان نرسید که اینقدر آرزو نداشته باشیم. تا امروز دلمان نگیرد. کاش تکه ای از طرحِ گیاهی بودیم روی کاشی ها. لااقل کنارِ هم تصویرِ گُلی را کامل میکردیم. نه زنده بودیم ، نه مرده ی مرده...اما سرانجام، به زحمت از کنج دیوار، زیر سنگ، از زیر آسفالت روییدیم و لگدمال شدیم.آنقدر عاقل نبودیم، که بتوانیم احمق باشیم.

ادامه مطلب  

گذشته بود / فردا مییاد  

ای عمر نوح
خورشید زمون
مرده نباش
بده به یار
 
درخت پیر
مونده زمین
دلم که گفت
بمون که جون
 
قلب غریب
دست یخی
کوه عزا
بمون تو یار
 
 
دوستت نداشت
دنیا که گفت
چشم حیات
بگو که جون
 
یادت باشه
هستی که تو
مرده ابد
دین خدا
 
آتیش حرف
خدای رب
یادت باشه
بمون تو یار
 
آیین زمون
بگو تو جون
خنجر پیر
شکست زمون
 
گریه نکن
آبرو نیست
غربت تو
خوشا دلم
 
ببین یارا
ببین دلا
عکسای او
قند دلا
 
بمون جهان
ببین که گفت
گذشته بود
فردا مییاد
 
هستی که تو
حبس ابد
ای عمر نوح
بده

ادامه مطلب  

مرده­ ها ی فله­ ی !  

دو هفته قبل از شهادت حمیدرضا مطیعی با هم به قبرستان رضوان رفتیم . او شوخی می­کرد و می­گفت: « همۀ مرده ­ها به جز شهدا فله ­ای اند و می­خندید !» وقتی مطیعی شهید شد و جنگ تمام شد، حسرتش را می­خوردم، چون ما هم جزء فله­ ای­ ها شدیم !
منبع : مسعود فرشیدنیا ، گردان ابوذر2 ، انتشارات بونیز1394، راوی مجتبی تمدن

ادامه مطلب  

بعد از چند وقت امروز دیدمت  

سلام خیلی دلم گرفته ها
امروز دوشنبه  ساعت 14:6دیدمت به جای که حالم خوب بشه نمیدونم چرا بدتر سگ شدم اخه فاصله زیاد که دل اروم نمیکنه میکنه؟
چرا قسمت ما اینجوری شد؟
چرا از هرچی ترسیدیم همون شد
خدا به محرمت قسمت میدم درست کن دیگه خسته شدم  خسته شدم  از این این فکر لعنتی  که کجاست چکار میکنه حالش خوبه¿؟
اه اه ای اشک ها چیه میریزه بس نیست  عزیز ترین فرد زندگیت ازت جدا کنن سخته  
خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ادامه مطلب  

جیمز تربر  

یه داستان خوندم از ترجمه های اسماعیل فصیح به نام آقای موندرو از خفاش رند تر است قصه یه زن و شوهری که میرن تو ویلاشون زنه یه عنکبوت می‌بینه مرده با غرور عنکبوتی رو پیروزمندانه میکشه بعد تو اتاق مرده به خفاش پیدا میشه و نمیتونه حریفش بشه الکی یه روزنامه رو لوله میکنه میره اتاق قبلی تق تق که مثلا بیرونش کردم بعدم میره رو کاناپه میخوابه تا خفاشه خودش میره داستان چیز خاصی نداشت داستان بود دیگه یعنی نویسنده جماعت هرچیزی گیرشان میاد مینویسن داستا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام