تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


قبرستان  

سه ساله قبرستون نرفتم. از فوت مامان جون.
مَستر عرفانمون همیشه می گفت همچین مکان هایی پر از آلودگی و حضورِ کالبدهای ذهنیه.
بچگی هام که با مامان اینا می رفتیم امام زاده عبدالله و بهشت زهرا، من واسه خودم بین قبرا وِل می چرخیدم و سِن مرده ها رو حساب می کردم و وقتی می دیدم یکی تو سه سالگی مرده یا پنج سالگی خیلی تعجب می کردم و یه کمی می ترسیدم. اون فضا برام جذاب و مخوف بود و هست. الان فک می کنم خیلی سینمایی.

ادامه مطلب  

دڵنیا بووم که‌ تۆ دێیت - مطمئن بودم که می آیی  

سه‌ربازێک به‌ سه‌رۆکه‌که‌ی وت:گه‌وره‌م هاوڕێکه‌م نه‌گه‌ڕاوه‌ته‌وه‌ له‌ مه‌یدانی جه‌نگ،داوات لێ ئه‌که‌م با بڕۆم بگه‌ڕێم به‌ شوێنیدا.سه‌رۆکه‌که‌ی وتی:نامه‌وێت مه‌ترسی بخه‌یته‌ سه‌ر ژیانی خۆت له‌ پێناو پیاوێکدا که‌له‌وانه‌یه‌ مردبێت!سه‌ربازه‌که‌ بێ ئه‌وه‌ی هیچ گرنگی بدات به‌ وه‌لامی سه‌رۆکه‌که‌ی ڕۆیشت،دوای کاتژمێرێک گه‌رایه‌وه‌ و بریندار بوو بوو و لاشه‌ی هاورێ مردووه‌که‌ی هه‌ڵگرتبوو،سه‌رۆکه‌که‌ی شان

ادامه مطلب  

توضیح  

فرموده اند
خیلی
 بی ادبی ادم پشت سر مرده اینجوری مینویسه

ادامه مطلب  

توضیح  

فرموده اند
خیلی
 بی ادبی ادم پشت سر مرده اینجوری مینویسه

ادامه مطلب  

آرزوی مرده شدی  



ادامه مطلب  

 

پاییز خواهد امد با لیسک هایش با قله های درهمش با ابر های خوشه ایش.اماهیچ کس را سر ان نخواهد بود که در چشمان تو بنگرد.......چرا که تو دیگر مرده ای
هیچ کس بازت نمی شناست.....نه.اما من تو را می سرایم.برای بعد ها 
ونسیمی اندوهگین که بردشت های سبز روستای کوچکم می گذرت را به یاد می اورم
 
                                                                                         فدریکو-گارسیا-مورکا

ادامه مطلب  

 

پاییز خواهد امد با لیسک هایش با قله های درهمش با ابر های خوشه ایش.اماهیچ کس را سر ان نخواهد بود که در چشمان تو بنگرد.......چرا که تو دیگر مرده ای
هیچ کس بازت نمی شناست.....نه.اما من تو را می سرایم.برای بعد ها 
ونسیمی اندوهگین که بردشت های سبز روستای کوچکم می گذرت را به یاد می اورم
 
                                                                                         فدریکو-گارسیا-مورکا

ادامه مطلب  

فکر وداع باید از روز آشنایی ...  

 
زنگ می‌زنی و من با اینکه قرار است جوابت را ندهم، گوشی را برمی‌دارم. می‌گویی دم در منتظرم … و من؟ بی‌اینکه جوابی بدهم بلند می‌شوم، لباس می‌پوشم و می‌آیم دم در. نمی‌دانم از کجا خبر را شنیده‌ای. مهم هم نیست. هشت سال با هم زندگی کردن، آن‌هم آن زندگی‌ای که ما کردیم، نتیجه‌ای جز اینهمه در هم تنیده‌بودن آدم و اتفاق و خاطره ندارد. خم می‌شوی و در را باز می‌کنی و من می‌نشینم تو. بی‌حرف … بی‌نگاه … بی‌لمس… از کوچه می‌رویم بیرون و کمی جلوتر

ادامه مطلب  

نیچه  

از لحظه اى كه بشر توانست وقایع
را ثبت كند؛
دیگر نه عصا مار شد
نه دریا شكافته شد،
نه ماه به دو نیم
تقسیم شد،
نه كودكى بدون پدر متولد
شد،
نه مرده اى زنده شد،
نه انسانى
در دل ماهى رفت،
نه شترى از دل كوه بیرون آمد،
نه آتشى گلستان شد،
نه
كسى سوار بر قالیچه پرواز كرد و نه
پیامبرى ظهور كرد.
 
اما حماقت ها
همچنان ادامه دارد.

ادامه مطلب  

 

امروز خوب بود
درد زیاد داشتم
ولی تونستم فعالیت داشته باشم و امید
از خودم خندم میگیره میام اینجا دردام رو مینویسم
ولی امشب باز میمیرم
باز از خدا میخوام ببرتم
خدايا اگه اونو بهم نمیدی، اگه حکمتت تو این نیست، پس منو ببر
نذار بقیه عمرم اینجوری، با این روح مرده طی بشه
شکرت

ادامه مطلب  

 

امروز خوب بود
درد زیاد داشتم
ولی تونستم فعالیت داشته باشم و امید
از خودم خندم میگیره میام اینجا دردام رو مینویسم
ولی امشب باز میمیرم
باز از خدا میخوام ببرتم
خدايا اگه اونو بهم نمیدی، اگه حکمتت تو این نیست، پس منو ببر
نذار بقیه عمرم اینجوری، با این روح مرده طی بشه
شکرت

ادامه مطلب  

(53)  

ی چیزی مثل مور مور شدن یه فکر و یه حرف توی ذهنم .. اغلب اوقات ادعای عاقل بودن داشتم .. و همیشه یه قدم از دوستام توی مشکلات و اینا جلو تر بودم .. ولیوالان احساس پوچی میکنم .. یعنی تز دیشب ک با مستر ع صحبت کردیم .. دیدم حرفاش واقعا منطقیه ... و ن درباره ی ازدواج سنتی و اینجور چیزاها .. اون ک من مسلما طرفطار ازدواج سنتی خواهم بود .. چون از هر زاویه نگاه میکنم بهتره .. هستن کسایی ک با دوستی ازدواج کردن ولی معدود بودن ک از زندگیشون راضی بوده باشن . البته دوستی ک

ادامه مطلب  

(53)  

ی چیزی مثل مور مور شدن یه فکر و یه حرف توی ذهنم .. اغلب اوقات ادعای عاقل بودن داشتم .. و همیشه یه قدم از دوستام توی مشکلات و اینا جلو تر بودم .. ولیوالان احساس پوچی میکنم .. یعنی تز دیشب ک با مستر ع صحبت کردیم .. دیدم حرفاش واقعا منطقیه ... و ن درباره ی ازدواج سنتی و اینجور چیزاها .. اون ک من مسلما طرفطار ازدواج سنتی خواهم بود .. چون از هر زاویه نگاه میکنم بهتره .. هستن کسایی ک با دوستی ازدواج کردن ولی معدود بودن ک از زندگیشون راضی بوده باشن . البته دوستی ک

ادامه مطلب  

گروگان گیری قلب مرده  

به آفتاب سرد دلم که
به سیاهی پر کلاغ میماند 
قلبم را گروگان گرفته اند ... 
در جایی مملوع از پرتو های تیره و تار 
که مانند تار عنکبوت به هم پیچیده اند
تقلا و تلاش برای فرار کافیست ! 
آرام گرفته ام تا معجزی ای شود.
اعجازی فرا تر از حد و حصار دنیا !!! 
طوری که بتواند فرار کند  در گوشه ای تصمیم بگیرد برای خودش 
که 
بایستد و یا بزند !!!...
 
 
 

ادامه مطلب  

گروگان گیری قلب مرده  

به آفتاب سرد دلم که
به سیاهی پر کلاغ میماند 
قلبم را گروگان گرفته اند ... 
در جایی مملوع از پرتو های تیره و تار 
که مانند تار عنکبوت به هم پیچیده اند
تقلا و تلاش برای فرار کافیست ! 
آرام گرفته ام تا معجزی ای شود.
اعجازی فرا تر از حد و حصار دنیا !!! 
طوری که بتواند فرار کند  در گوشه ای تصمیم بگیرد برای خودش 
که 
بایستد و یا بزند !!!...
 
 
 

ادامه مطلب  

تولد...  

فردا تولدمه, یک تولد سرد سرد سرد....
بنا داشتم فردا هم مطلب بگذارم, گفتم شاید فردا نفسی نباشه,,, هر چند که الانم زیاد امیدوار نیستم ....
در کل امروز تقریبا ساعت های آخر بیست و شش سالگی رو گذران میکنم,,,, بد ترین و تلخ ترین و مرده ترین روزگار عمرمو سپری میکنم
هیچ گاه دلیل این همه مشکلات را فراموش نخواهم کرد....
نفرین,,,

ادامه مطلب  

ايمان غم انگيز!!  

همون زنى كه پارسال بعد آب كشیدن جانمازش زده بود تو كمر شوهرش حالا كه شوهرش مرده هم دلش نمیاد یه قرون اضافه تر خرجش كنه... این زن چه اعجوبه ایهاگه با ایمان بودن اینجوریه میخوام صدسال سیاهم كه شده ایمان نداشته باشم!!******مردم شهر! خدا حافظتان من رفتم كسى از کوچه ی غم امده دنبال دلمنجمه جان من این شعرت را امروز براى مردم شهرم خواندم و به مردم غم انگیز تهران سلام كردم...

ادامه مطلب  

ايمان غم انگيز!!  

همون زنى كه پارسال بعد آب كشیدن جانمازش زده بود تو كمر شوهرش حالا كه شوهرش مرده هم دلش نمیاد یه قرون اضافه تر خرجش كنه... این زن چه اعجوبه ایهاگه با ایمان بودن اینجوریه میخوام صدسال سیاهم كه شده ایمان نداشته باشم!!******مردم شهر! خدا حافظتان من رفتم كسى از کوچه ی غم امده دنبال دلمنجمه جان من این شعرت را امروز براى مردم شهرم خواندم و به مردم غم انگیز تهران سلام كردم...

ادامه مطلب  

گور ننه عنوان !  

مرد زود به رختخواب می رود، اما خوابش نمی برد. غلت می زند. ملحفه ها را می اندازد. کمی مطالعه می کند. چراغ را خاموش می کند اما باز نمی تواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند می شود. در خانه دوست و همسایه اش را می زند، پیش او درددل می کند و به او می گوید که خوابش نمی برد. از او راهنمایی می خواهد. دوستش پیشنهاد می کند که قدمی بزند. شاید خسته شود. بعد باید فنجانی جوشانده برگ زیرفون بنوشد و چراغ را خاموش کند. همه این کارها را می کند اما باز خوابش نمی برد. بلند می شو

ادامه مطلب  

گور ننه عنوان !  

مرد زود به رختخواب می رود، اما خوابش نمی برد. غلت می زند. ملحفه ها را می اندازد. کمی مطالعه می کند. چراغ را خاموش می کند اما باز نمی تواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند می شود. در خانه دوست و همسایه اش را می زند، پیش او درددل می کند و به او می گوید که خوابش نمی برد. از او راهنمایی می خواهد. دوستش پیشنهاد می کند که قدمی بزند. شاید خسته شود. بعد باید فنجانی جوشانده برگ زیرفون بنوشد و چراغ را خاموش کند. همه این کارها را می کند اما باز خوابش نمی برد. بلند می شو

ادامه مطلب  

شب صب صب شب  

حموم یکی از نعمت های خداس بعد از شنیدن ویس های یه نفر مخم آروم شد البته خودش نمیدونست در اینحد ویسش موثره هر چند کوتاه 
########
حموم رفتم به جای بغل کردن موهام عین بچه چهار ساله ها آب دهنم پر کردم و تا ارتفاع نیم متری اینور اونور پاچیدم کلا خیلی حال داد نصف دیوارای حموم رو تمیز کردم (خونه تکونی مفتی واسه بعضیا) 
######
واسه ف میخوایم تولدبگیریم یعنی من و گ میگیریم 
########
یعنی گ میفهمه نوش مرده؟
آره احتمالا میدونه یا بو برده 
#6##########
فردا گ از یونی میر

ادامه مطلب  

شب سردی است ومن افسرده  

شب سردی است ومن افسرده
 
راه دوری است وپایی خسته
 
تیرگی هست وچراغی مرده
 
می کنم تنهاازجاده عبور
 
دورماندندزمن آدمها
 
سایه ای ازسردیوارگذشت
 
غمی افزودمرابرغمها
 
فکرتاریکی واین ویرانی
 
بی خبرآمدتابادل من
 
قصه هاسازکندپنهانی
 
نیست رنگی که بگویدبامن
 
اندکی صبرسحرنزدیک است
 
هردم این بانگ برآرم ازدل
 
وای این شب چقدرتاریک است
 
خنده ای کوکه به دل انگیزم
 
قطره ای کوکه به دریاریزم
 
صخره ای کوکه بدان آویزم
 
مثل اینست که شب نمناک است
 
د

ادامه مطلب  

290  

بی اختیار مینویسند دستانم، بی اختیار چشمانم را خیس میکنند، خیلی بی اختیار خیالم پر میکشد چه مبهم است تصویر خیالم چه تیره شده... حتی خیالم هم دیگر جایی را برای پر کشیدن ندارد. این روزها تنهایی بیش از پیش شده است حتی کسانی که کنارم بودن حالا دیگر نیستند همه رفته اندحالا من مانده ام تنها و تنها... . اهنگی که میخواند اتاقی که تاریک است چشمانی که خیس است و فکری که همه جا هست و هیچ جایی نیست اما دل، دلی که دیگر نیست دلی که روزی پر میکشید دلی که روزی سر ب

ادامه مطلب  

نزار قبانی جان  

من می نویسم تا اشیا را منفجر کنم نوشتن انفجار است می‌نویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم می‌نویسم تا خوشه‌های گندم بخوانند تا درختان بخوانند می‌نویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد می‌نویسم تا دنیا را از دندان‌های هلاکو از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم می‌نویسم تا زنان را از سلول‌های ستم از شهرهایی مرده از ايالت‌های بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهان

ادامه مطلب  

 

مهم نیست
اصلن مهم نیست...
شعر ِ به جایی خوندم امروز...
 
 
قلبی سرخ بر روی تختی سپیدپرنده ای بی جان بر پشت بامهر دو به یک اندازه مرده اند...
روجا چمنکار
 
سنجاق شده : بنظرم تنهایی یک آدم پنجره نیست که گاهی بیای باز کنی و بعد که دلت نخواست ، محکم بکوبی به هم و‌بری ... تنهایی یک آدم مقدسه ... پیله ی پروانه س .......... مگه یه کرم ابریشمو رو‌چند بار بخاطر پیله ش می کُشن؟!
اینا‌هم مهم نیست ، هستند آدمایی که بگن تو شاعری و خوب با کلمات بازی میکنی و بعد با چاقوی ه

ادامه مطلب  

دل کندن  

 
رومن گاری نویسنده، کارگردان، خلبان و دیپلمات فرانسوی در سال ۱۹۸۰ در آپارتمانش در پاریس دراز می کشد، سر یک تپانچه را در دهان خود می گذارد، به آرامی شلیک می کند و به زندگی اش پايان می دهد. همسر دومش به تازگی مرده است. یادداشتی از او به جا مانده که در آن خیلی شفاف می گوید "به خاطر همسرم نبود، کار دیگری نداشتم".
 
دل کندن کار بسیار سختی است، و دل کندن از زندگی امری تقریبا  محال. چگونه می شود که برخی نه در ناامیدی و استیصال، بلکه در کامیابی و آسایش  

ادامه مطلب  

شعر و ریاضی...  

باز هم خواب ریاضی دیده امخواب خط های موازی دیده امخواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوندخنجر دیفرانسیل هم گشته کنداز سر هر جایگشتی می پرمدامن هر اتحادی می درمدست و پای بازه ها را بسته اماز کمند منحنی ها رسته امشیب هر خط را به تندی می دومگوش هر ایگرگ وشی را می جومگاه در زندان قدر مطلقمگه اسیر زلف حد و مشتقمگاه خط ها را موازی می کنمبا توان ها نقطه بازی می کنملشکر تمرین دارم بیشمارتیغی از فرمول دارم در کنارناگهان دیدم توابع مرده اندپاره خط ها، نقطه ها

ادامه مطلب  

شعر و ریاضی...  

باز هم خواب ریاضی دیده امخواب خط های موازی دیده امخواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوندخنجر دیفرانسیل هم گشته کنداز سر هر جایگشتی می پرمدامن هر اتحادی می درمدست و پای بازه ها را بسته اماز کمند منحنی ها رسته امشیب هر خط را به تندی می دومگوش هر ایگرگ وشی را می جومگاه در زندان قدر مطلقمگه اسیر زلف حد و مشتقمگاه خط ها را موازی می کنمبا توان ها نقطه بازی می کنملشکر تمرین دارم بیشمارتیغی از فرمول دارم در کنارناگهان دیدم توابع مرده اندپاره خط ها، نقطه ها

ادامه مطلب  

علی تجویز کرده  

دارم به این فکر می کنم چه جور می شوددر این دنیای دود و داد و درد...
کمی هم عرفان به تن لشمان تزریق کنیم..
. کمی هم از معجون آن حس های عجیب و غریب غروب های آدینه به روح کچلمان بخورانیم...
یا اگر فرصتی شد ...
کمی قرص عشق راستکی نه عشق ماستکی برای قلب مرده مان تجویز کنیم

ادامه مطلب  

علی تجویز کرده  

دارم به این فکر می کنم چه جور می شوددر این دنیای دود و داد و درد...
کمی هم عرفان به تن لشمان تزریق کنیم..
. کمی هم از معجون آن حس های عجیب و غریب غروب های آدینه به روح کچلمان بخورانیم...
یا اگر فرصتی شد ...
کمی قرص عشق راستکی نه عشق ماستکی برای قلب مرده مان تجویز کنیم

ادامه مطلب  

تا خیالت،به سرم میزنه گریه ام میگیره...  

بعضی وقتا مجبور میشی از یه چیزایی دل بکنی...مثلن از اونی که همه دنیاته..
همه ی نفس هاته...
مجبوری دل بکنی از اونی که به هم قول داده بودین به این روزگار نامرد تن ندین
مجبوری...
چون اون میخواد...چون یه نفر دیگه جاتو پر کرده...
یه نفر دیگه شده عزیز دلش..خانومش...نفسش...
میره...مجبوری قبول کنی رفتنشو...میره و تو میشی تنها...یکی دیگه...
کسی که دلش مرد...احساسش مرد...شد یه سنگدل...شد یه روح...
از این به بعد  تنها...تو خیابونای سرد...زیر بارون...میشی یه مرده ی متحرکی که 
ه

ادامه مطلب  

 

صبح ساعت هشت تحلیلی داشتم.فقط منو کرمانشاهانی بودیم.احتمالا درسش حذف میشه.اومدم خوابیدم تا ساعت 12.اماده شدم کلاس داشتم ساعت 1تا5..دربی استقلال برد..ساعت پنج تقریبا با محمدرضا رفتم سمت رستوران رز سفید..برای کار..شرایطش جور نبود.چنجا دیگ هم رفتیم..بعدش رفتیم بازار خرید کردیم.میوه و تره بار خریدیم.بعدش رفتیم شیرموز بستنی خوردیم.بعدش دربست گرفتیم اومدیم س راه..گفتم بریم دریا؟محمدهم قبول کرد.تا ساحل دانشگاه رفتیم ترسناک بود برگشتیم رفتیم پارکینگ

ادامه مطلب  

 

- چرا دستگاهو ازشـ جدا نمیکنینـ؟! اگه‍ جدا کنیمـ میمیره‍... - خبـ چرا جدا نمیکنینـ؟! چونـ نمیدونیمـ خودشـ میخاد بمیره‍ یا نه‍... - کسیـ که‍ خودکشیـ میکنه‍ بنظرتـ میخاد زنده‍ بمونه‍؟؟
 
 
 
♚سلامتے همہ اونایے ڪہ اونقدر خستن ڪه نہ میتونن خیانت ڪنن و نہ حوصلہ دارن دوبارہ عاشق بشن...
 
 
 
 
 
 
 
#بـدتـــــر از ایـنـــــڪہـ #خـــــوابتـ نـیـــاد ایـنـــــہـ ڪہـ #انــگـیـزهـ اے واسـہـ #بـــــیـدار شـــــدن #نـداشـتہـ بـاشے
 
 
 
 
 
 
+چرا ا

ادامه مطلب  

 

- چرا دستگاهو ازشـ جدا نمیکنینـ؟! اگه‍ جدا کنیمـ میمیره‍... - خبـ چرا جدا نمیکنینـ؟! چونـ نمیدونیمـ خودشـ میخاد بمیره‍ یا نه‍... - کسیـ که‍ خودکشیـ میکنه‍ بنظرتـ میخاد زنده‍ بمونه‍؟؟
 
 
 
♚سلامتے همہ اونایے ڪہ اونقدر خستن ڪه نہ میتونن خیانت ڪنن و نہ حوصلہ دارن دوبارہ عاشق بشن...
 
 
 
 
 
 
 
#بـدتـــــر از ایـنـــــڪہـ #خـــــوابتـ نـیـــاد ایـنـــــہـ ڪہـ #انــگـیـزهـ اے واسـہـ #بـــــیـدار شـــــدن #نـداشـتہـ بـاشے
 
 
 
 
 
 
+چرا ا

ادامه مطلب  

 

یار دبستانی من 
با منو همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض منو آه منی
 
دشت بی فرهنگی ما
هرزه تموم الفاش
خوب اگه‌ خوب
بد اگه بد
مرده دل های ادماش
دست من و تو باید 
این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز منو و تو
در ما رو چاره کنه
یار دبستانی من
با من و همراه من 
چوب الف بر سر ما
بغض منو آه منی

ادامه مطلب  

یار دبستانی  

یار دبستانی من 
با منو همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض منو آه منی
 
دشت بی فرهنگی ما
هرزه تموم الفاش
خوب اگه‌ خوب
بد اگه بد
مرده دل های ادماش
دست من و تو باید 
این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز منو و تو
در ما رو چاره کنه
یار دبستانی من
با من و همراه من 
چوب الف بر سر ما
بغض منو آه منی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1